Chanel و هویت آن

وقتی از Chanel صحبت می‌کنیم، معمولاً روایت از یک زن، یک لوگو یا یک عطر آغاز می‌شود. اما برای فهم واقعی این خانه مد باید از تاریخ فاصله گرفت و به مسئله‌ای نگاه کرد که Chanel برای حل آن متولد شد.

CHANEL معماری قدرت زنانه

وقتی از Chanel صحبت می‌کنیم، معمولاً روایت از یک زن، یک لوگو یا یک عطر آغاز می‌شود. اما برای فهم واقعی این خانه مد باید از تاریخ فاصله گرفت و به مسئله‌ای نگاه کرد که Chanel برای حل آن متولد شد.

بسیاری از برندهای بزرگ مد برای زیباسازی جهان خلق شدند. Chanel برای آزادسازی بدن خلق شد.

در ابتدای قرن بیستم، لباس زنانه نه صرفاً یک پوشش، بلکه ابزاری برای نمایش طبقه اجتماعی بود. کرست‌های سخت، دامن‌های سنگین و تزئینات اغراق‌آمیز، بدن زن را به یک شئ نمایشی تبدیل کرده بودند. در چنین شرایطی، Chanel پروژه‌ای را آغاز کرد که بیش از آنکه مد باشد، نوعی اصلاح فرهنگی بود.

Gabrielle Chanel in front of her boutique in Deauville, 1913

او به جای افزودن، حذف کرد.

او به جای تزئین، ساده کرد.

او به جای نمایش ثروت، بر آزادی حرکت تأکید کرد.

به همین دلیل Chanel را نمی‌توان صرفاً یک برند لوکس دانست؛ Chanel یک فلسفه طراحی است که بر پایه «قدرت از طریق سادگی» بنا شده است.

لوکس از طریق حذف

تقریباً تمام خانه‌های مد لوکس قرن بیستم بر یک اصل استوار بودند:

«هرچه بیشتر، بهتر.»

اما Chanel در نقطه مقابل این تفکر قرار گرفت.

در جهان Chanel، لوکس بودن نتیجه انباشت جزئیات نیست؛ نتیجه پالایش است.

در این نگاه، طراح همان‌قدر که باید بداند چه چیزی را اضافه کند، باید بداند چه چیزی را حذف کند.

به همین دلیل عناصر بنیادین این برند عبارت‌اند از:

· خطوط تمیز

· رنگ‌های کنترل‌شده

· ساختارهای خوانا

· تزئینات محدود

· عملکرد بالا

در Chanel، زیبایی هرگز از پیچیدگی حاصل نمی‌شود؛ از وضوح حاصل می‌شود.

The Couture House in Biarritz, 1931

تناقضی که DNA برند را ساخت

هر برند بزرگ یک تنش مرکزی دارد.

این تنش همان چیزی است که در طول دهه‌ها به شکل‌های مختلف تکرار می‌شود.

تنش مرکزی Chanel عبارت است از:

زنانگی × مردانگی

تقریباً تمام نوآوری‌های این خانه مد از همین نقطه آغاز می‌شوند.

کت‌های الهام‌گرفته از لباس مردانه.

پارچه‌های borrowed from menswear.

ساختارهای نظام‌مند در کنار ظرافت زنانه.

قدرت در کنار لطافت.

Chanel هرگز زن را موجودی شکننده تصور نکرد. او زنی را تصویر کرد که می‌تواند همزمان ظریف و قدرتمند باشد.

به همین دلیل بسیاری از لباس‌های این برند را می‌توان نوعی «زره اجتماعی» دانست؛ لباس‌هایی که برای نمایش زیبایی طراحی نشده‌اند، بلکه برای نمایش اقتدار طراحی شده‌اند.

The CHANEL boutique, 31 rue Cambon by Thérèse Bonney, 1929

واژگان بصری Chanel

هر برند موفق یک زبان بصری اختصاصی دارد.

همان‌طور که زبان فارسی از واژگان تشکیل شده، برندها نیز از نشانه‌ها ساخته می‌شوند.

واژگان اصلی Chanel عبارت‌اند از:

· Tweed

· Camellia

· Pearl

· Quilting

· Chain

· Black & White

· Gold Hardware

اما اهمیت این عناصر در ظاهرشان نیست. اهمیت آن‌ها در معنایی است که حمل می‌کنند.

تویید فقط یک پارچه نیست. نماد راحتی، کاربرد و فاصله گرفتن از تجمل نمایشی است.

مروارید فقط یک اکسسوری نیست. بیانیه‌ای درباره ظرافت بدون خودنمایی است.

رنگ مشکی فقط یک انتخاب رنگی نیست. نمادی از مدرنیته، استقلال و قدرت است.

به همین دلیل اگر لوگوی Chanel را از یک لباس حذف کنیم، هنوز هم می‌توان آن را تشخیص داد. زیرا DNA برند در فرم‌ها زندگی می‌کند، نه در لوگو.

چرا Chanel هنوز زنده است؟

بسیاری از برندها پس از مرگ بنیان‌گذارشان به موزه تبدیل می‌شوند. اما Chanel به موزه تبدیل نشد.

دلیل آن ساده است:

Chanel  هرگز بر پایه یک سبک ساخته نشد. بر پایه یک ایده ساخته شد.

سبک‌ها تغییر می‌کنند. ایده‌ها باقی می‌مانند.

ایده مرکزی Chanel هنوز همان است:

«قدرت زنانه از طریق آزادی، وضوح و کنترل.»

به همین دلیل در دوره‌های مختلف، با وجود تغییر مدیران خلاق، هویت برند همچنان قابل تشخیص باقی مانده است.

بزرگ‌ترین سوءبرداشت درباره  Chanel

بسیاری Chanel را نماد زنانگی کلاسیک می‌دانند. اما این تعریف ناقص است.

در حقیقت Chanel بیش از آنکه درباره زنانگی باشد، درباره استقلال است.

اگر Dior رؤیای زنانگی را طراحی می‌کند، Chanel ابزار زندگی زنان را طراحی می‌کند.

Dior  به خیال نزدیک است.

Chanel به واقعیت.

و همین تفاوت باعث شده است که بیش از یک قرن پس از تأسیس، همچنان یکی از تأثیرگذارترین خانه‌های مد جهان باقی بماند.

برای درک Chanel نباید به لوگوی دو C نگاه کرد. باید به رابطه میان بدن، قدرت و آزادی نگاه کرد.

زیرا Chanel در اصل یک برند لباس نیست. یک نظریه طراحی است.

نظریه‌ای که می‌گوید:
بالاترین شکل تجمل، توانایی حرکت آزادانه در جهان است.